گذر روزها يك دختر

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

در گل فروشى رو باز مى كنم و با مامان ميريم تو ...! آقاى گل فروش آشناى چندين سالس ... از مريضاى باباس ... عطر گل فروشى و خنكى هواى داخل مغازه منو پرت ميكنه به دو سال و خرده اى قبل ... روزاى قبل از نوروز ٩٣ ... خيابونا شلوغ بود و روزاى آخر سال شور و حال خاصى به خيابونا داده بود ... با مامان و بابا و برادرم اومده بوديم خريد سفره هفت سين ... اومديم گل فروشى و آقاى گل فروش طبق معمول لطف داشت و كلى گل اضافه تر بهمون داد ... اونروزا سوم دبيرستان بودم ... اوج روزايى كه درسم خوب بود و همه چى عالى بود ... همه چى سرجاى خودش بود ... تو عالم بچگى بودم و شاخكاى اطلاعاتيم فقط پالساى دو نفرو گذر روزها يك دختر ...

ما را در سایت گذر روزها يك دختر دنبال می‌کنید

برچسب: 1395 days,139,139 centre street,1394 cable,139 lbs to kg,1394,139 bus schedule,139 flatbush ave,1390,1390 market street, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 17:31

دوست دارم نگات كنم تا كه بيحال بشم ...تو ازم دل ببرى ، منم اغفال بشم ...دوست دارم براى تو ، با همه فرق كنم ... خودمو توى چشات يه تنه غرق كنم ! .نشستم روى نيمكت پارك ، هنوزم تاول هاى انگشتاى پام توى كفش ميسوزن ! چاوشى گوش ميدم و كتاب چند روايت معتبر مستور رو ميخونم ! گذاشتمش كلاس و يه ساعت ارزش خونه رفتن نداشت! سرمو ميارم بالا و خيره ميشم به مردى كه روى وسيله ورزشى هاى پارك نشسته ... پيرهن چهارخونه آجرى ! هيچكدوم از جذابيت هاى مردونه ى اين روزا رو نداره ! با خودم فكر ميكنم ؛ يعنى اين مرد هم ، مرد روياهاى يه زنه ؟!؟ يه نيمه از وجودم پوزخند ميزنه و ميگه : برو بابا ! يه ني گذر روزها يك دختر ...

ما را در سایت گذر روزها يك دختر دنبال می‌کنید

برچسب: 1412 broadway,1411,1411 broadway,141 worth street,141 pill,1414,1410,14150,1410 broadway,1414 avenue of the americas, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 17:31

موهامو صافِ صاف ميكنه ... موهاى بلوطى رنگى كه تا كمرم بلند شده ، ميخنده و ميگه : ديدى چقد غر زدى ؟ ديدى بلند شد ؟!؟ تو آينه موهامو نگاه ميكنم و به چهره ى رنگ پريدم نگاه ميكنم و ميخندم بهش :) موهام رو فرق كج ميكنه ؛ جلوى آينه كرم پودر ميزنم ، مژه هاى قهوه اى مو ريمل ميزنم ؛ با فر مژه چشمام حالت ميگيره ، گونه هامو با رژ گونه ى گلبهى رنگ و لعاب ميدم و لب هامو با رژ قهوه اى مامان حسابى رنگ ميزنم ... سرمو ميارم بالا و جا ميخورم ... به چهره اى كه عجيب شبيه مامان شده نگاه ميكنم ... ميخندم ؛ كى اينقد چهرم از بچگى درومد ؟!؟ راضى ام از آرايش پيشنهادى مامان ... حلقه ى شكوفه ى سفيد گذر روزها يك دختر ...

ما را در سایت گذر روزها يك دختر دنبال می‌کنید

برچسب: 142 lbs to kg,142,142 pill,14221,1420,1421,14225,142 pokemon go,14226,1420 am, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 17:31

توى كنج تنهاييام
روى تختم
پاهامو مثه جنين جمع ميكنم تو شيكمم
به پهلو ميخوابم ، نفس ميكشم ... دم ، بازدم ... روى سينم سنگينى ميكنه ... يه درد عميق ! وقتى پلكمو ميذارم رو هم ، از گوشه ى چشمم سُر ميخوره ... داغه ، اولش صورتمو ميسوزونه !
گاهى عجيب دلم ميخاد ... رفتنو!
بايد كنده شم ... از همه چيز و همه كس
حرفايى كه صبح شنيدم ، تلخ بودن ...
تلخى حرفايى كه پاى تلفن زده شد ، وجودمو آتيش زد ...
سرم اندازه ى كوهه ...

گذر روزها يك دختر ...

ما را در سایت گذر روزها يك دختر دنبال می‌کنید

برچسب: 143,143 meaning,1430,143 lbs to kg,1430 broadway,143 i love you,1432,143 lyrics,1437,1433, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 17:30

صفحه بندی